الشيخ رسول جعفريان
987
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
حال او در طبقات قرن دوازدهم آمده است . « 1 » محمد باقر مترجم در سال 1070 پا به عرصهء وجود نهاده « 2 » و بيشترين آگاهىها دربارهء وى ، در كتاب وقائع السنين آمده است . اين كتاب اثر باارزشى است كه سيد عبد الحسين خاتونآبادى ( م 1105 ) نگاشته است . پس از درگذشت وى ، وقايع سالهاى بعد به آن ضميمه شده تا سال 1193 ادامه يافته است . قاعدتا بايد بيش از يك نفر مطالبى را به آن افزوده باشند . ملحقاتى كه مربوط به سالهاى پس از فوت مؤلف است ( تا چند سالى ) به احتمال از فرزند او مير محمد حسين است . او در چند مورد خود را ابن عمّ مترجم مىداند و در موردى مىگويد كه از محمد باقر سه سال كوچكتر است . « 3 » سيد عبد الحسين در سال 1070 از تولد فرزندش محمد صادق ياد كرده كه او نمىتواند مؤلف ملحقات باشد ؛ زيرا هم سال محمد باقر مترجم ماست . اما همو در ذيل رخدادهاى سال 1073 از تولد فرزند ديگرش با نام مير محمد حسين ياد كرده كه با توجه به سن او كه سه سال كوچكتر از محمد باقر است و قاعدتا بايد مؤلف ملحقات وقائع السنين و الاعوام باشد . « 4 » مؤلف ملحقات علاقهء فراوانى به محمد باقر داشته و با دقّت اخبار و آگاهىهاى مربوط به زندگى او را آورده است . يادداشتى نيز به امضاى محمد حسين بن مير عبد الحسين در آغاز نسخهء كتابخانهء آية اللّه مرعشى از ترجمهء اناجيل آمده و در آن آمده كه بر اساس آن مترجم ، ترجمه را به وى اهدا كرده است . به هر روى ، مطالبى كه وى در اين ملحقات دربارهء مترجم آورده ، بهترين آگاهىهايى است كه ما دربارهء محمد باقر در دست داريم . وى در ذيل رخدادهاى سال 1115 مىگويد كه نواب اشرف يعنى شاه ، شب سوم ماه رمضان « عمّ حقير مير اسماعيل سلّمه اللّه را به اتفاق علامةالعلمايى فريد دهره و وحيد عصره علّامه مير محمد باقر سلّمه اللّه تعالى ابن عم حقير به افطار طلبيد و با ايشان افطار كرد و تا هفت ساعت با ايشان مشغول صحبت بود و كمال آداب رعايت كرده و از مشار اليه علامى مير محمد باقر - سلّمه اللّه - مسائل نماز را تفتيش فرمود ، امر كرد ايشان را به تصنيف رسالهء مختصره در واجبات نماز به نحوى كه خود ترجيح داده باشند با قدرى از تعقيب ، و ايشان تصنيف نموده در دو شب و به نظر نواب اشرف رسانيدند . و در شب بيست و هشتم
--> نمىشود ، تنها مقبرهء يكى از عالمان خاتونآبادى ( محمد اسماعيل ) در آنجا بازمانده كه در ساختمان بسيار محقرى بوده و صحن آن ، از طرف همسايه ، به صورت انبار كاه در آمده بود . ( 1 ) . آقا بزرگ ، الكواكب ، صص 60 - 61 ؛ مجموعهاى از رسائل او را بنگريد در : حائرى ، فهرست كتابخانهء مجلس ، ج 10 ، بخش سوم ، صص 1325 - 1332 ( 2 ) . خاتونآبادى ، وقايع ، ص 521 ( 3 ) . همان ، ص 555 ( 4 ) . دربارهء او و برخى از آثارش نك : آقابزرگ ، الكواكب ، ص 200